جنگ روبهگسترش بر سر «سرقت دیجیتالی» در Seedance 2.0
عرضهی اخیر Seedance 2.0 از شرکت بایتدنس، دورهای پرتنش در صنعت هوش مصنوعی رقم زده که در آن، پیشرفتهای فنی بهشدت با چالشهای حقوقی و زیستمحیطی گره خوردهاند.
این مدل که بهعنوان یک «کارگردان دیجیتال» برای ساخت سکانسهای سینمایی هماهنگ همراه با صدای بومی شناخته میشود، در عین حال باعث صدور چندین دستور توقف فعالیت از سوی استودیوهای بزرگ هالیوود و نگرانیهای جدی دربارهی تأثیر آن بر منابع آبی منطقهای شده است.
نزاع بر سر حقوق مالکیت فکری و شباهت چهره و صدا
آشکارترین درگیری در حوزه سرگرمی شکل گرفته؛ جایی که شرکت والت دیزنی و پارامونت رهبری ائتلافی از استودیوها را برعهده گرفتهاند که بایتدنس را متهم میکنند مدل خود را با استفاده از یک «کتابخانه دزدی» از محتوای دارای حقتألیف آموزش داده است. وکلای دیزنی توانایی این هوش مصنوعی در بازسازی شخصیتهای فرنچایزهایی مثل مارول و جنگ ستارگان را یک «یورش مجازی و غارتگرانه» توصیف کردهاند؛ موضوعی که باعث شد بایتدنس بهطور موقت قابلیتهای شبیهسازی صدای واقعی انسان را تعلیق کند.
این مناقشه همزمان شده با تحولات سریع سیاستگذاری جهانی؛ اتحادیه اروپا قصد دارد از ماه اوت قانون هوش مصنوعی (AI Act) را با سختگیری اجرا کند و در آمریکا نیز طرح «NO FAKES» در حال پیشروی است تا برای چهره و هویت دیجیتال افراد، تا ۷۰ سال پس از مرگ، حقوق مالکیت فدرال تعریف کند.
شتاب جهانی در تنظیم مقررات
فشار مقرراتی در هند شدیدتر شده است؛ جایی که دولت اصلاحیه ۲۰۲۶ قوانین آیتی را ابلاغ کرده است. این مقررات تازه، سریعترین مهلت حذف محتوا در جهان را تعیین میکنند و پلتفرمها را ملزم میسازند محتوای ساختگی غیرقانونی را حداکثر ظرف سه ساعت پس از دریافت گزارش، حذف کنند.
این رویکرد «تحمل صفر» نشان میدهد که اجماعی بینالمللی در حال شکلگیری است: شتاب تولید محتوای هوش مصنوعی باید با سامانههای نظارت و تعدیل محتوا که بههمان اندازه سریعاند همراه شود تا از گسترش آسیبهای ویروسی جلوگیری گردد.
ردپای زیستمحیطی رسانههای مولد
فراتر از بحثهای حقوقی و قانونگذاری، زیرساخت فیزیکی لازم برای تولید محتوای باکیفیت و پرجزئیات، به یک بحران زیستمحیطی محلی دامن زده است. نهادهای ناظر صنعت و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکنند که تولید ۱۰ ثانیه ویدیو با استفاده از Seedance 2.0 به سیستمهای خنککنندهای نیاز دارد که ممکن است تا چهار لیتر آب شیرین را تبخیر کنند.
در مراکز بزرگ داده مانند شمال ویرجینیا و آریزونا، نیاز به آب آشامیدنی باکیفیت، شرکتهای فناوری را مستقیماً در رقابت با کشاورزی محلی و ساکنان منطقه قرار داده است. تنها یک مرکز دادهی عظیم میتواند روزانه تا پنج میلیون گالن آب مصرف کند؛ موضوعی که باعث شده ردپای آبی کلیپهای ویروسی تولیدشده با هوش مصنوعی به نگرانی اصلی فعالان اقلیمی و نهادهای تنظیمگر محلی تبدیل شود؛ کسانی که نسبت به شکلگیری یک «دشت دیجیتالی خشک» در آینده هشدار میدهند.
پایداری صنعتی در آینده
همزمان با آمادهشدن بایتدنس برای عرضه گستردهتر بینالمللی، این صنعت با یک چالش بنیادین در حوزه پایداری روبهرو است. تلاقی فشارهای حقوقی و زیستمحیطی نشان میدهد که آینده ویدیوهای مولد فقط با وضوح تصویر یا میزان واقعگرایی آنها تعیین نخواهد شد؛ بلکه به توانایی آنها در پایبندی به قوانین در حال تحول کپیرایت و فعالیت در چارچوب محدودیتهای نوظهور حقوق مالکیت فکری و منابع طبیعی رو به کاهش بستگی خواهد داشت.